محمد تقوى قزوينى

72

سفرنامه عتبات ( هند و حج ) ( فارسى )

سورچى گرفته ، به سمت درّه كه در كنار جاده است حركت كردند . هرقدر كه سورچى اهتمام نمود ، نتوانست نگه‌دارى نمايد . بالاخره ملازم ما خود را از جلوى كالسكه به زير انداخته ، رفت از پايين ، جلوى اسب‌ها را نگه داشت . غرض ، آمديم از قريه صحنه هم گذشتيم ، وارد به قريه قلعه حسن خان شديم و اين قريه كوچكى است ؛ تقريباً پانزده خانوار است و آب زيادى دارد و كردنشين است و اين آب از رود بزرگى جدا مىشود كه آن رود منبعش از كوه‌هاى صحنه و اطراف او مىباشد . [ بيستون شيرين و فرهاد ] [ آواز تيشه امشب از بيستون نيامد * گويا به خواب شيرين ، فرهاد رفته باشد ] بعد از صرف چايى و ناهار حركت كرديم ؛ آمديم همه جا إلى قريه بيستون « 1 » و امروز هشت فرسنگ پيموده‌ايم و كوهى است از كوه‌هاى سمت راست جدا شده و آمده إلى جاده شوسه و تقريباً اين كوه نصفه است و نصف ديگر را گويا بريده‌اند و تمام سنگ است و مشهور به كوه بيستون است و فرهاد معروف ، قبل از آمدن اسلام به ايران ، يك تكه كوچكى از اين كوه را حجّارى كرده و چند عكس از سنگ برآورده و در تحت آن عكس‌ها ، صفحه‌اى هم حجّارى نموده‌اند ، ولى اين حجّارى را فرهاد ننموده . از بعضى كلمات او كه خيلى به صعوبت خوانده مىشود ، ولى مطلب او معلوم نيست و از قرار تقرير يكى از مسافرين طهرانى كه همراه ماست ، گويا وقف‌نامه همين قريه است كه از براى سراى شاه عباس مرحوم كه در اين قريه بنا كرده است ، وقف شده است ؛ الخبر يحتمل الصدق والكذب .

--> ( 1 ) . دهى از دهستان چمچال بخش صحنه شهرستان كرمانشاه است و 850 تن سكنه دارد . ( از فرهنگ جغرافيايى ايران ج 5 ) .